تبليغاتX
m@nd@n!h@ye m@n

m@nd@n!h@ye m@n
درون نما 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب

میان ماه و پولک

مهمانی تور و بلور

هوای ابتلا دارم

به صدای احساسی

خو کرده با درونم

که رنگ ببازد

به قصد ابهام

بر تلی خاک

به تمنای

چکاوکی زیبا و تسلیم

به پر سوختن های مکرر

که آه شود بر طالعم

یا رد پایی

بر درد های بی تصویر

و دنباله دار

که درنگ کند بر کوچ و

صاحب شود

بر نگاه خیس خورده و فریبایی

که بی قرارمیدود

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ ن :   سر رفته‌ام از بی‌قراری 

 قرار من کجاست؟   

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ یکشنبه 1390/10/25 ] [ ] [ saly ]

عطش را می نوشم

به سلامتی نبودنت

در لحظه های ارزق و سپید

پایان  ندارد

این غربت

در مان ندارد

گاهی تند می شود

می دود

تا غرور

حجم می گیرد

بغض می شود

می بارد

بر برهوت گر گرفته ام

تا بیایی

خواب نما شویم

برگ زرد ماه را

در این تاریخ واپس زده

از انتهای من

تا هر کجای خیال تو

بی هیچ سایه سار

حال من

زیر خلوص

دیدنی تر است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

پ ن :زنده ام به زندگی

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ شنبه 1390/10/17 ] [ ] [ saly ]

در این ایام هلهله

که تپش بر تپش دلم بند نمی شود

مکرر خوان ـ

قافیه های رنگ پریده ام

عجب سر آغاز ترک خورده ایست

فصل شستن بهانه

بی خاطرگی

ایمان چاک خورده ام  

بر سجده گاه ناسور

بی حضور حضرت تو

 

ــــــــــــــــــــــــــــ

پ ن :

از چه دلتنگ شدی !؟ دلخوشی ها کم نیست !

 

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ یکشنبه 1390/10/04 ] [ ] [ saly ]

سفری در یاد است
با تو معنا شده است
قصه ی دلتنگی

کوله ام
باطن محزون شبیست
خفته در زمزمه ی خالی رود
دیده ام
خالق وصف رخ اوست

عارضه بیداریست
مثنوی تکراریست
باز باران شده ام
پی خاکستری آبی پوش

خاطره می رقصد
حلقه ای جادویست
لوده ای ساحره رو
بوسه ی دریا را
به تن تشنه ی شنهای دلم
باز فرا می خواند

سفرم دریایست
پای رفتن اما
بی تو تنها شده است

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ ن :خاطرات شناور می شوند

و از کسی که روزگاری آنها را خلق کرده است

بیشتر و بیشتر

فاصله می گیرند (یوستین گوردر)

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ جمعه 1390/09/11 ] [ ] [ saly ]

غرق یادت شده ام
که به رویای شبم  می ارزد
و پر  از بستری از
هاله ی ماه
شب تشنه سر راه
باز دلم می لرزد
قاصدک مخمل بافت
جوشش مرموزیست
که پر از آرام است
این همه عشق و
بلوغ سحری
به نگاهی از یار
بخدا می ارزد
خنده ی تلخ منو
عشوه ی شیرین ازاوست
شعر هایم
خیس است
سر سجاده ی صبح
شا نه ی نازکم از بار فراق
ناتوان می لرزد
غزل چشمه ی جاری
هوس دیدن او
دامن پر گلم و
 عطر نفسهای حریر
هیچ یک
تازه به دوران نرسید
جان بی منت من
که رهیده از دل
به  یه عمری
گم و بی گور شدن می ارزد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ ن :یارب آن وعده که دادی نرود از یادت

پ ن ۲ :پر از آرام آغازم

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ جمعه 1390/09/04 ] [ ] [ saly ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

دل نوشته های منو بخونید و اگه دوست داشتین نظر بدین


امکانات وب
www.shereno.com

كد تقويم


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

دریافت کد شکل ایکون

زیر باران

تبادل لینک

خرید بک لینک